تبليغاتX
دنیای اینروزهای من

دنیای اینروزهای من

و ا ی س ا د ن ی ا

دکتر شریعتی یه جایی گفته بود:

به دنیا بگویید ب ا ی س ت د  می خواهم پ ی ا د ه شوم

رضا صادقی یه بار خونده بود:

و ا ی س ا دنیا  و ا ی س ا دنیا من میخوام  پ ی ا د ه شم

دیروز من و تو درحالیکه هر دو خسته وبی حوصله منتظر آژانس بودیم:

تو:دیگه از این زندگی مسخره و تکراری خسته شدم هرروزمون تکراریه ! دلمون خوشه

که زنده ایم!!!

من:دقت کردی چقدر زندگی ها گوسفندی شده !هیچ فرقی بین امروز و دیروز وفردا

وجود نداره.آخه به اینم میگن زندگی؟

تو: به قول رضا جون :وایسا دنیا من می خوام پیاده شم

من:آره چقدر خوب میشد اگه پیاده میشدیم و از این دنیای مسخره راحت میشدیم!!!

- ماشین اومد و سوار شدیم به محض سوار شدن بوی تند گازی که داخل ماشین

پیچیده بود را حس کردم و بدجوری آزارم داد.

من:تو هم بوی گاز رو حس میکنی؟

تو: آره دارم از بوش خفه میشم!

من وتو هر دو هم زمان شیشه ها رو کشیدیم پایین تا هوای داخل ماشین عوض بشه

و بتونیم نفس بکشیم

بعد از پایین کشیدن شیشه ها هردو یک نفس عمیق کشیدیم و به هم نگاه کردیم از

این عکس العمل هم زمانمون خندمون گرفت! خیلی جالبه دو دقیقه پیش هردو آرزوی

تموم شدن این زندگی را کردیم اما حالا با کوچکترین احساس خطری دنبال راه نجاتی

بودیم!!!!!!!!!!

تو با خنده:میبینی همین تازه از خدا خواستیم که مارو پیاده کنه !اما چه زود

 ترسیدیم!

من: آخه این آخره بی کلاسیه که با گاز گرفتگی اونم تو ماشین بمیریم

 

نتیجه اخلاقی: منا جون تو هنوزم زندگی ات رو دوست داری پس ادامه بده و از اون

 لذت ببر حتی اگه دلیلی واسه خوشحالی و اذت نداشته باشی و گرفتار روزمردگی

شده باشی!

 

 

 

+ نوشته شده در  بیست و ششم آذر 1388ساعت 11:53 AM  توسط منا  | 

بستنی داغ

 

بستنی داغ! نمیدونم تا حالا خوردید؟من چند روز  پیش خوردم  خیلی هم چسبید:

غروب یک روز پائیزی بود و من نشسته بودم واز پنجره اتاقم داشتم بارون را نگاه میکردم

بارون قشنگی میبارید از اون مدل بارو نهایی که جون میداد بری زیرش و حسابی خیس بشی اما

 نه تنهایی!همینطور که نشسته بودم 2 باره همه آن خاطره های قدیمی پائیز سال 85 مثل یه

فیلم سیاه وسفید شروع کردن به رژه رفتن جلوی چشمام یهو یه بغض قدیمی که این چند وقته توی

 سیاهچال دلم زندانیش کرده بودم از غفلت نگهبانش استفاده کرد وهجوم آورد به سمت گلوم و

خودش را به مرز ترکیدن رسونده بود ! بدجوری دلم گرفت : بارون

و خاطره ها و بغض قدیمی کار خودشون کرده بودن و من را تا مرز شکستن پیش بردند میخاستم

این بغض قدیمی را با اشکهام بشکنم و خودم را خالی کنم اشک توی چشمهام جمع شده بود و

 منتظر اجازه من بود که عملیاتش را شروع کنه(منظورم شستن عدسی چشمهامه تا بتونم شفافتر

 ببینم!)اما درست همون لحظه اون روح خردادیم بیدار شد و بهم گفت :دختره خوب!توکه دیگه

 تنها نیستی دیگه خدا رو داری و اینروزها یاد گرفتی که چطوری با "خدای وجودت " تنهایی و

دلتنگی هات را پر کنی و حرف دلت را بهش بزنی(قربونت برم خدا)چرا به جای اینکه از این

 مهمون عزیزی که اینروزها توی دلت خونه  کرده پذیرایی کنی نشستی دفتر کهنه گذشته را

ورق میزنی و 2 باره به آن بغض قدیمیت  اجازه میدی که بیاد و آرامش این چند وقتت را که با

کلی زحمت تونستی بهش برسی بهم بزنه؟آخه که چی؟ مگه با باز کردن زخمهای کهنه گذشته چه

 چیزی را میتونی عوض کنی؟هیچی؟مگه نه؟پس بلند شو صاف بایست و پات را محکم به زمین

 بکوب(یه خورده خشونت لازم بود)  به غم بگو :اینجا دیگه جای تو نیست برو!و با صدای بلند

 بخند بخند آره دقیقاً همینطوری!

ومن خندیدم درست همون لحظه ای که باید گریه میکردم وبه غم اجازه میدم که به من غلبه کنه

 خندیدم  از ته دل با چشمهای پر از شک خندیدم و مزه بستنی داغ را مزه مزه کردم خیلی چسبید

 اونم توی هوای بارونی پائیزی .

 میتونید امتحان کنید.(زنده باد روح خردادیه من!) 

  

 "انسان چیزی را از دست میدهد که یا حق الهی  او نباشد و یا آنقدرکه باید وشاید عالی نباشدو

من نمی توانم آنچه را که حق الهی من است از دست بدهم ودر مقابل آنچه از دست داده ام بهتر

از آن به من داده خواهد شد چون فقط  خواسته هایم را از ذهن الهی میخواهم و فقط اوست که

 میداند بهترین ها برای من چه هستند."

برگرفته از کتاب" چهار اثر از فلورانس اسکاول شین"

 

 پ.ن1: آقای یگانه با اجازتون اسم این پست را از عنوان وبلاگتون قرض گرفتم چون وقتی میخواستم شروع به

 نوشتن کنم هنوز اسمی را انتخاب نکرده بودم ودنبال اسم مناسبی واسش میگشتم که بتونم باهاش احساس و

اتفاق عجیب اون روز را توصیف کنم که یهو یاد اسم وبلاگ شما افتادم نمیدونم چی شد اما   احساسی که آنروز

بهم دست داد را با اسم دیگه ای نمیتونستم توصیف کنم  چون تو لحظه ای که احساس سرد نا امیدی وتنهایی

وجودم را پر کرده بود حس داغه داغ امیدواربودن و زنده بودن نه برای کسی وبه خاطر وجود کسی بلکه فقط به

 خاطر خودم سرتا پای وجودم را گرم کرد.

پ.ن2: بستنی داغ جان  من هنوز یاد نگرفتم که چطور میتونم لینک وبلاگ را تو پستم بذارم ()

+ نوشته شده در  نوزدهم آذر 1388ساعت 5:57 PM  توسط منا  | 

صبرکن!

 

به قول اسپانیاییها:

تاریکترین ساعت شب ، درست قبل از سحر است

 

به قول ما ایرونیها:

اندکی صبر ، سحر نزدیک است

 

+ نوشته شده در  یازدهم آذر 1388ساعت 9:35 AM  توسط منا  | 

خدایا ! دلم باز امشب گرفته

خدایا ! دلم باز امشب گرفته


بیا تا کمی با تو صحبت کنم


بیا تا دل کوچکم را


خدایا فقط با تو قسمت کنم

خدایا ! بیا پشت آن پنجره


که وا می شود رو به سوی دلم


بیا،پرده ها را کناری بزن


که نورت بتابد به روی دلم

خدایا! کمک کن به من


نردبانی بسازم


و با آن بیایم به شهر فرشته


همان شهر دوری که بر سردر آن


کسی اسم رمز شما را نوشته

خدایا! کمک کن


که پروانه شعر من جان بگیرد


کمی هم به فکر دلم باش


مبادا بمیرد

خدایا! دلم را


که هر شب نفس می کشد در هوایت


اگرچه شکسته


شبی می فرستم برایت

                                                 عرفان نظر آهاری

 

+ نوشته شده در  نهم آذر 1388ساعت 11:20 AM  توسط منا  | 

اعجاز محبت

من نمی دانم و همین درد مرا سخت می آزارد


که چرا انسان،این دانا،این پیغمبر


در تکاپو هایش


چیزی از معجزه آن سو تر_!


ره نبرده ست به اعجاز محبت؟


چه دلیلی دارد؟


چه دلیلی دارد


که هنوز


مهربانی را نشناخته است؟


ونمی داند در یک لبخند ,


چه شگفتی هایی پنهان است.


من بر آنم که در این دنیا -


خوب بودن به خدا سهل ترین کارست


و نمی دانم,


که چرا انسان,


تا این حد,


با خوبی


بیگانه ست!


و همین درد مرا سخت میازارد.

زنده یاد فریدون مشیری

 

+ نوشته شده در  سوم آذر 1388ساعت 7:55 AM  توسط منا  | 

قسمتی از دست نوشته های گاندی

 

به یاد داشته باش ؛ من می ‌توانم

خوب،بد،خائن،وفادار،فرشته‌خو یاشیطان‌صفت باشم ،

من می توانم تو را دوست داشته یااز تو متنفرباشم،

من می توانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم، چرا که

 من یک انسانم، و اینها صفات انسانى است

و توهم به یاد داشته باش ؛

من نباید چیزى باشم که تو می خواهى ، من را خودم

از خودم ساخته ام، تو را دیگرى باید برایت بسازد و 

توهم به یاد داشته باش،منى که من ازخودساخته ام،

آمال من است ،تویى که تو ازمن می سازى آرزوهایت و

یا کمبودهایت هستند.

لیاقت انسانها کیفیت زندگى را تعیین میکندنه

آرزوهایشان و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو

 می خواهى و تو هم می توانى انتخاب کنى که من را

می خواهى یا نه ولى نمی توانى انتخاب

 کنى که از من چه می خواهى .

 می توانى دوستم داشته باشى همین گونه که

 هستم ، و من هم.

 می توانى از من متنفر باشى بى هیچ دلیلى و من هم

، چرا که ما هر دو انسانیم،این جهان مملواز انسانهاست

،پس این جهان می تواند هر لحظه مالک احساسى

جدید باشد.

 تو نمی توانى برایم به قضاوت بنشینى وحكمی صادر

كنی ومن هم ،

 قضاوت و صدورحکم بر عهده نیروى مأورایى خداوندگار

است.

دوستانم مرا همین گونه پیدا میکنند ومیستایند، حسودان

 از من متنفرند

 ولى باز میستایند، دشمنانم کمربه نابودیم بسته اند و

همچنان می ستایندم، چرا که من اگر قابل ستایش

نباشم نه دوستى خواهم  داشت، نه حسودى و نه

دشمنى و نه حتى رقیبى، من  قابل ستایشم

و تو هم.

یادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته افتاد به

خاطر بیاورى که آنهایى که هر روز می بینى و مراوده

می کنى ،همه انسان هستند وداراى خصوصیات یک

انسان، با نقابى متفاوت، اماهمگى جایزالخطا.

نامت را انسانى باهوش بگذار اگرانسانها را از پشت

 نقابهاى متفاوتشان شناختى، و یادت باشد که کارى نه

چندان راحت است.

 

+ نوشته شده در  سی ام آبان 1388ساعت 12:7 PM  توسط منا  | 

گاهی...

گاهی گمان نمیکنی ومیشود

گاهی نمیشود که نمیشود

گاهی هزار دوره دعا

بی استجابت است

گاهی نگفته  قرعه به نام تو میشود

گاهی گدای گدایی و بخت نیست

گاهی تمام شهر گدای تو میشود

 

+ نوشته شده در  بیست و ششم آبان 1388ساعت 3:6 PM  توسط منا  | 

تولستوی:

"خداوند به انسانها می آموزد ، چیزی در آنها وجود دارد که    

 می تواند آنان را فراتر از زندگی ، اضطراب ، لذتها و ترسهایش

ببرد.آن کس که سخنان خداوند را در می یابد، احساس میکند

پرنده ای است که نمی دانست دارای بال است و اکنون ناگهان

 تشخیص داده است که می تواند پرواز کند،رها باشد و دیگر

لازم نیست بهراسد."

            

+ نوشته شده در  بیست و سوم آبان 1388ساعت 9:45 AM  توسط منا  | 

بوسیدن خدا

تا حالا شده که از ته ته دلتون بخواید واسه تشکر از خدا بپرید تو

 بغلش  و یک بوس محکم از لپش بگیرید وبهش بگید "خدایا خیلی دوست دارم!"

دیروز این حس به من دست داد دوست داشتم واسه تشکر از

 خدا به جای اینکه مثل همیشه فقط زبونی بهش بگم متشکرم

یه طوری ملموس و یا به قولی با تمام وجودم از خدا تشکر کنم

 و بپرم تو بغلش و ببوسمش ... از آنجاییکه این کار محال بود منم

 به جاش از راه دور خدا رو بوسیدم و بهش گفتم "خدایا متشکرم

 که به من یاد دادی دوستت داشته باشم "

+ نوشته شده در  بیست و سوم آبان 1388ساعت 9:18 AM  توسط منا  | 

فردا "دحوالارض" می‌باشد، از دستش ندهید!

پنجشنبه روز «دحوالارض» است. در متون و روایات دینی، ‌برای این روز و

 شب پیش از آن آثار و بركاتی ذكر شده است.


برای بهره‌گیری کاربران گرامی سایت از برکات و اعمال این شب و روز

مبارک، مطلب زیر تقدیم می‌شود:

 
1. تعریف
دحو الارض، مطابق با بیست و پنجم ماه ذوالقعده، روزی است که
 
 خداوند با نظر به کره زمین، به جهان خاکی حیات بخشید.
 
از این روز، بخش هایی از کره زمین ـ که سراسر از آب بود ـ شروع به
 
 خشک شدن نمود تا کم کم به شکل ربع مسکون امروزین درآید. مطابق
 
 روایات، اولین نقطه ای که از زیر آب سر برآورد مکان کعبه شریف و بیت
 
 ا... الحرام بود.
به نظر برخی از مفسران، آیه 30 سوره نازعات (والارض بعد ذلک دحاها)
 
 به همین واقعه اشاره دارد.
 
2. ذوالقعده؛ ماه حرام
 
ماه ذوالقعده (یا همان ذیقعده در تلفظ فارسی) اولین ماه از ماه‌های
 
 حرام است. ماه‌های حرام زمان‌هایی هستند که جنگ در آنها ممنوع
 بوده و احکام ویژه‌ای نیز از جهت شرعی و فقهی دارند.
 
اما استفاده اخلاقی و تربیتی که از این حکم می توان كرد این است
 که: «اگر جنگ و نزاع میان مردمان در این ماه حرام شده است» حتما
 منازعه و محاربه با خداوند باید بیشتر مورد نفرت قرار گیرد. لذا شایسته است انسان مومن در این ماه ها بیشتر به فکر باشد تا اندیشه و اعضای او با گناه و معصیت، به مخالفت با خداوند برنخیزد.
 
3.مناسبت های دیگر این روز
گذشته از واقعه دحوالارض، رویدادهای دیگری نیز در این روز رخ داده اند
 
 که اهمیت آنرا دوچندان نموده اند؛ از جمله:
 
• میلاد ابوالانبیاء حضرت ابراهیم علی نبینا و آله و علیه السلام .
 
• میلاد حضرت عیسی مسیح علیه السلام .
 
• خروج رسول اکرم صلی الله علیه و آله از مدینه به همراه هزاران
 
 حاجی به سوی مکه، به قصد حجة الوداع. در این سفر وجود مقدس امیرالمؤمنین و حضرت زهرا سلام الله علیهما و نیز تمامی همسران و بسیاری از اصحاب پیامبر (ص) نیز ایشان را همراهی می‌کردند.
 
• در روایتی نیز آمده است که قائم (عج) در همین روز قیام خواهد کرد.
 
4. اعمال شب و روز دحو الارض
* روزه :
روز دحوالارض از چهار روزی است كه در تمام سال به فضیلت روزه گرفتن، ممتاز است و در روایتى آمده است كه روزه‏اش مثل روزه هفتاد سال است ؛ و در روایت دیگر كفاره هفتاد سال است و هر كه این روز را روزه بدارد و شبش را به عبادت بسر آورد از براى او عبادت صد سال نوشته شود ؛ و هر چه در میان آسمان و زمین وجود دارد براى كسی كه در این روز روزه‏دار باشد استغفار می‌كنند. و این روزى است كه رحمت خدا در آن منتشر گردیده و از براى عبادت و اجتماع به ذكر خدا در این روز اجر بسیارى است و از براى این روز به غیر از روزه و عبادت و ذكر خدا و غسل دو عمل وارد است .
 
* نماز :
نمازى كه در كتب شیعه قمیین روایت شده .
و آن دو ركعت است در وقت چاشت در هر ركعت بعد از حمد پنج مرتبه سوره و الشمس بخواند و بعد از سلام نماز بخواند لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِی الْعَظِیمِ پس دعا كند و بخواند یا مُقِیلَ الْعَثَرَاتِ أَقِلْنِی عَثْرَتِی یا مُجِیبَ الدَّعَوَاتِ أَجِبْ دَعْوَتِی یا سَامِعَ الْأَصْوَاتِ اسْمَعْ صَوْتِی وَ ارْحَمْنِی وَ تَجَاوَزْ عَنْ سَیئَاتِی وَ مَا عِنْدِی یا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ .
 
* دعا :
خواندن این دعا است كه شیخ در مصباح فرموده مستحب است خواندن آن
اللَّهُمَّ دَاحِی الْكَعْبَةِ وَ فَالِقَ الْحَبَّةِ وَ صَارِفَ اللَّزْبَةِ وَ كَاشِفَ كُلِّ كُرْبَةٍ أَسْأَلُكَ فِی هَذَا الْیوْمِ مِنْ أَیامِكَ الَّتِی أَعْظَمْتَ حَقَّهَا وَ أَقْدَمْتَ سَبْقَهَا وَ جَعَلْتَهَا عِنْدَ الْمُؤْمِنِینَ وَدِیعَةً وَ إِلَیكَ ذَرِیعَةً وَ بِرَحْمَتِكَ الْوَسِیعَةِ أَنْ تُصَلِّی عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ الْمُنْتَجَبِ فِی الْمِیثَاقِ الْقَرِیبِ یوْمَ التَّلاقِ فَاتِقِ كُلِّ رَتْقٍ وَ دَاعٍ إِلَى كُلِّ حَقٍّ وَ عَلَى أَهْلِ بَیتِهِ الْأَطْهَارِ الْهُدَاةِ الْمَنَارِ دَعَائِمِ الْجَبَّارِ وَ وُلاةِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ أَعْطِنَا فِی یوْمِنَا هَذَا مِنْ عَطَائِكَ الْمَخْزُونِ غَیرَ مَقْطُوعٍ وَ لا مَمْنُوعٍ [مَمْنُونٍ‏] تَجْمَعُ لَنَا بِهِ التَّوْبَةَ وَ حُسْنَ الْأَوْبَةِ یا خَیرَ مَدْعُوٍّ وَ أَكْرَمَ مَرْجُوٍّ یا كَفِی یا وَفِی یا مَنْ لُطْفُهُ خَفِی الْطُفْ لِی بِلُطْفِكَ وَ أَسْعِدْنِی بِعَفْوِكَ وَ أَیدْنِی بِنَصْرِكَ وَ لا تُنْسِنِی كَرِیمَ ذِكْرِكَ بِوُلاةِ أَمْرِكَ وَ حَفَظَةِ سِرِّكَ وَ احْفَظْنِی مِنْ شَوَائِبِ الدَّهْرِ إِلَى یوْمِ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ وَ أَشْهِدْنِی أَوْلِیاءَكَ عِنْدَ خُرُوجِ نَفْسِی وَ حُلُولِ رَمْسِی وَ انْقِطَاعِ عَمَلِی وَ انْقِضَاءِ أَجَلِی اللَّهُمَّ وَ اذْكُرْنِی عَلَى طُولِ الْبِلَى إِذَا حَلَلْتُ بَینَ أَطْبَاقِ الثَّرَى وَ نَسِینِی النَّاسُونَ مِنَ الْوَرَى وَ أَحْلِلْنِی دَارَ الْمُقَامَةِ وَ بَوِّئْنِی مَنْزِلَ الْكَرَامَةِ وَ اجْعَلْنِی مِنْ مُرَافِقِی أَوْلِیائِكَ وَ أَهْلِ اجْتِبَائِكَ وَ اصْطِفَائِكَ وَ بَارِكْ لِی فِی لِقَائِكَ وَ ارْزُقْنِی حُسْنَ الْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ الْأَجَلِ بَرِیئا مِنَ الزَّلَلِ وَ سُوءِ الْخَطَلِ اللَّهُمَّ وَ أَوْرِدْنِی حَوْضَ نَبِیكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ اسْقِنِی مِنْهُ مَشْرَبا رَوِیا سَائِغا هَنِیئا لا أَظْمَأُ بَعْدَهُ وَ لا أُحَلَّأُ وِرْدَهُ وَ لا عَنْهُ أُذَادُ وَ اجْعَلْهُ لِی خَیرَ زَادٍ وَ أَوْفَى مِیعَادٍ یوْمَ یقُومُ الْأَشْهَادُ اللَّهُمَّ وَ الْعَنْ جَبَابِرَةَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ وَ بِحُقُوقِ [لِحُقُوقِ‏] أَوْلِیائِكَ الْمُسْتَأْثِرِینَ اللَّهُمَّ وَ اقْصِمْ دَعَائِمَهُمْ وَ أَهْلِكْ أَشْیاعَهُمْ وَ عَامِلَهُمْ وَ عَجِّلْ مَهَالِكَهُمْ وَ اسْلُبْهُمْ مَمَالِكَهُمْ وَ ضَیقْ عَلَیهِمْ مَسَالِكَهُمْ وَ الْعَنْ مُسَاهِمَهُمْ وَ مُشَارِكَهُمْ اللَّهُمَّ وَ عَجِّلْ فَرَجَ أَوْلِیائِكَ وَ ارْدُدْ عَلَیهِمْ مَظَالِمَهُمْ وَ أَظْهِرْ بِالْحَقِّ قَائِمَهُمْ وَ اجْعَلْهُ لِدِینِكَ مُنْتَصِرا وَ بِأَمْرِكَ فِی أَعْدَائِكَ مُؤْتَمِرا اللَّهُمَّ احْفُفْهُ بِمَلائِكَةِ النَّصْرِ وَ بِمَا أَلْقَیتَ إِلَیهِ مِنَ الْأَمْرِ فِی لَیلَةِ الْقَدْرِ مُنْتَقِما لَكَ حَتَّى تَرْضَى وَ یعُودَ دِینُكَ بِهِ وَ عَلَى یدَیهِ جَدِیدا غَضّا وَ یمْحَضَ الْحَقَّ مَحْضا وَ یرْفِضَ الْبَاطِلَ رَفْضا اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَیهِ وَ عَلَى جَمِیعِ آبَائِهِ وَ اجْعَلْنَا مِنْ صَحْبِهِ وَ أُسْرَتِهِ وَ ابْعَثْنَا فِی كَرَّتِهِ حَتَّى نَكُونَ فِی زَمَانِهِ مِنْ أَعْوَانِهِ اللَّهُمَّ أَدْرِكْ بِنَا قِیامَهُ وَ أَشْهِدْنَا أَیامَهُ وَ صَلِّ عَلَیهِ [عَلَى مُحَمَّدٍ] وَ ارْدُدْ إِلَینَا سَلامَهُ وَ السَّلامُ عَلَیهِ [عَلَیهِمْ‏] وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ
 
* زیارت حضرت امام رضا علیه السلام :
كه بهترین و بافضیلت‌ترین عمل مستحبی این روز است.
 
* غسل
 
* ذكــر خداوند :
معنای ذكر، فقط گفتن الفاظ و اوراد و نام‌های خداوند نیست. بهترین نوع ذكر خدا، به یاد خدا بودن و او را بر اعمال و گفتار و كردار خویش ناظردانستن است
+ نوشته شده در  بیستم آبان 1388ساعت 2:39 PM  توسط منا  |